أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

340

قانون ( فارسى )

اوايل به رنگ تقريبا مايل به سياه پيدا شده‌اند و بويژه چنين حالاتى در سال وبائى بسيار ديده مىشود . علاج جوش اخگرى و آتش پارسى بايد قبل از هر چيز خونگيرى به عمل آيد ؛ كه خون مايل به صفرايى بيرون آيد . و اگر ديدى كه مسأله مهم و ترس‌آور است بايد خونگيرى به حدى باشد تا بيمار به غش كردن نزديك مىشود . شايد در اين حالت و بويژه در شدت يافتن جوش اخگرى - به شرطى كه تشخيص دهى مادهء خونى مايل به صفرايى سبب جوش اخگرى شده است - لازم باشد جوش را نشتر بزنى و دريدن تا عمق باشد ؛ كه خون بدجنس و ناپسند حبس شده در ته ورم را بيرون بريزى كه چنين خونى در چنين حالتى سميت پيدا كرده و بسيار بدجنس شده است . در علاج موضعى بايد همان علاج حمره را به كار ببرى . ليكن احتياط كن كه داروى سردگرداننده بسيار قوى نباشد و سردى از حد لازم بيشتر به جوش نرسد . سردى بخشيدن چنان كه در علاج حمره لازم بود در اينجا اين قدر لازم نيست ؛ زيرا مادهء به وجودآورنده جوش اخگرى يا آتش پارسى ، پرمايه‌تر از مادهء به وجودآورندهء حمره است . و به علاوه اگر احيانا اين جوش برگردد - حتى اگر كم هم باشد - همين‌كه برگشت و به اندرون بدن و زير پوست راه يافت ، خطرناك است زيرا كه ماده سمىشده است . و نيز نبايد داروى بسيار گيرنده به كاربرى ؛ زيرا ماده خود پرمايه است و به كندى تحليل مىرود . در اول پيدايش جوش اخگرى يا آتش پارسى و در اوايل فروكش كردن التهاب ، به هيچ وجه داروى تحليل‌برنده استعمال مكن ! مبادا چگونگى ماده را تأثيربخش‌تر گردانى . پس بايد داروى معالج ، خشكاننده و تا اندازه‌اى سردىبخش و كمى تحليل‌برنده باشد نه زياد و در عين حال نيروىدارو دفع‌كنندهء مادهء جوش‌آور هم باشد ؛ كه در اين حالت داروى گذاشتنى تركيبى زير مناسب است . نسخه : بارهنگ ، عدس و نان از آردى كه سبوس زياد داشته باشد . نان از آرد نابيخته و همراه سبوس از نان ساخته شده از آرد بيخته و بىسبوس در گوهر لطيف‌تر است . داروهاى گذاشتنى ديگرى هست كه كار داروى ذكر شده را مىكنند و بدان شباهت دارند . و در كتاب پنجم قانون آنها را ذكر كرده‌ايم . چند دستور ديگر : مازو با سركهء شراب قاطى شود و بر جوش بمال ! زاج بلورى ( شب ) را با سركهء شرابى مخلوط كن و بر جوش بمال ! داروهاى ديگرى كه در اول سر برآوردن جوش و در ساير حالات مسير جوش مفيدند عبارتند از :